الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
14
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
ادله اربعه به وصف دليليت است . توضيح مطلب : فلسفهء اينكه مشهور علما موضوع علم اصول را در ادلهء اربعه منحصر نمودهاند ، آن است كه عند المشهور حجيت اين چهار امر مسلم و معلوم الحجية است فلا بد من ان يلاحظ المشهور هذه الادلة الاربعة بما هو ادله و جعلوها بهذه الملاحظة موضوعا لعلم الاصول ، و گرنه وجهى براى اين حصر و اختصاص نيست . با توجه به اين نكته هم به مشهور اعتراض داريم و هم به صاحب الفصول . اما به مشهور : لازمهء اين سخن آن است كه بخش عمده مباحث اصولى كه همان مباحث حجت باشد از مسائل اصوليه خارج و در مبادى آن داخل شوند و علم اصول منحصر به يك سلسله مسائل محدود گردد . اعتراض ما به صاحب الفصول : شما كه موضوع علم اصول را ذات الدليل مىدانيد ديگر چرا مىگوييد موضوع علم اصول ادلهء اربعه است ؟ اين تخصيص بىوجه است . شما بايستى بفرماييد : موضوع علم اصول هر چيزى است كه صلاحيت دارد كه گفتگو شود از دليليت آن و لو بعد البحث براى ما ثابت گردد كه آن چيز حجيت ندارد . خلاصة الكلام : يا بايد موضوع را ادلهء اربعه بدانيم و ملتزم شويم به مقالهء ميرزاى قمى و در نتيجه مهمترين مباحث اصولى داخل در مبادى باشند و يا اگر ملتزم به اين لوازم نيستيم بايد موضوع را تعميم دهيم به تمام امورى كه صلاحيت دليليت دارند فلذا خود ما معتقد به تعميم موضوع هستيم ، اين دربارهء موضوع اصل علم اصول . دربارهء موضوع مباحث حجت : در اينجا هم موضوع ذات الدليل است نه الدليل بما هو دليل ؛ چون در اين مقصد بحث از اصل حجيت داريم . در حقيقت در اين مورد موضوع العلم با موضوع المسأله متحد است ؛ چنانكه در منطق اين مباحث عنوان شد . وقتى موضوع ذات الدليل شد وجهى براى اختصاص به ادله اربعه نيست ، بلكه تمام امورى كه صالحاند كه دليل باشند بر حكم شرعى عندنا و عند العامه عموما مورد بحث است و در نهايت ، ما ثبت انه حجة من هذه الامور نأخذ به و ما لم يثبت طرحناه . تنبيه : مشهور اصوليين مبحث تعادل و تراجيح را به عنوان خاتمهء مباحث علم اصول ذكر مىكنند ، ولى به نظر ما مبحث تعادل و تراجيح از مباحث اصلى و مهم علم